خرید بک لینک
همانطور که بسیاری از پژوهشگران باور دارند، گرافن شناور روی آب، آب را پس نمیزند؛ بلکه آن را بیشتر به سمت خود جذب میکند. مقالهی اثبات این موضوع، توسط لیوبوف بلایاوا و پائولین ون دورسن و سرپرست آنها، گرجی فرنشن اسنایدر، در مجله Advanced Materials به انتشار رسیده است.گرافن از مواد مشابه خودش، گرافیت (مانند نوک مداد) تشکیل شده است. بههمین دلیل، برای مدت زیادی تصور میشد گرافن نیز مانند گرافیت خواص آبگریزی دارد. تفاوت کلیدی گرافن و گرافیت در این است که گرافن تنها از یک لایه اتم تشکیل شده است.مطالعاتی که تاکنون روی گرافن به انجام رسیده، نظرات و ایدههای مختلفی بین محققان در مورد ویژگیهای خیسشدگی گرافن ایجاد کرده است. در حال حاضر، محققان دانشگاه لیدن، کشف جدیدی در مورد ارتباط سطح گرافن با آب یافتهاند، مبنیبر اینکه اگرچه سطحی تمیز و صیغلی دارد، اما آبدوست می باشد. به عبارت دیگر، گرافن آب را به سمت خود میکشد. برای استفادههای مختلف از گرافن در آینده، این موضوع، یک یافته قابلتوجه خواهد بود. گرافن لایهای بسیار نازک از جنس اتمهای کربن است که ساختار آن به شکل لانهزنبوری مرتب شده است و یک ماده مناسب برای ساخت زیست حسگرها با قابلیت رمزگشایی DNA شکل میدهد. این مواد فوق نازک، میتواند در مواردی مانند حسگرها، فیلتراسیون آب و غشاهای سلولهای سوختی استفاده شود. در تمامی این موارد، می

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 15:13

خواجه عبدالله میگوید :چون خداوند انسان را آفرید ،از روح خویش بر او دمید و آن یک مشت خاک را به آتش محبت سوزانیدو بعد "امانت" را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد .قصه چنین بود که آن ها ، از پذیرفتنش سر باز زدند .این بار امانت نه کوه طاقت آن را داشت و نه زمین .نه عرش و نه کرسی . نبینی که خداوند در مورد بی طاقتی کوه فرمود : اگر این قرآن بر کوه نازل شدی او را از ترس خاشع می دیدی؟؟؟؟ولی آدم مردانه پا پیش گذاشت.گفتند : آدم بر تو عرضه نکردند ،چرا پذیرفتی؟؟؟؟؟؟آدم گفت : زیرا سوخته منم . و سوخته را خود در گرفتن روی نیست ...آنها نپذیرفتند چون بر بزرگی و ستبری بار نگریستند ،و ما به کریمی نهنده امانت نگریستیم.......تنها بر آدم که همانا اشرف مخلوقات بود ،دم خدائی زده شد ...همان خدائی که خود را رحمان و رحیم خواند...و تنها از آدم انتظار میرفت که چون دم خدائی وجودش را سرشار از مهر و محبت کرده و از این دم آتش به جان دارد ، امانت رابپذیرد..و از ازل تا به ابد فراموش نکند که خدای یکتاست و معبودی جز او نیست ....ای جوانمرد ، از روز الست "اشاره به آیه :آیا من خدای شما نیستم؟گفتند : بلی " ........امانتی نزد تو گذاردند و مهر "بلی" بر او نهادند . چون عمر به آخر رسد و تو را به سرای خاک برند ، قرشته ای در آید و گوید : خدای تو کیست؟؟در حقیقت مطالعه و معاینه میکند که ببیند مهر بر جای حود هست یا نه؟؟"منظور

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

آنچه ما می خوریم در روحیات ما تاثیر دارد، اینکه روزی ما و لقمه ما چه باشد، بی ارتباط نیست با اینکه "حال ما" چگونه باشد.لقمه انسان باید حلال باشد، اما لقمه تنها آن خوراکی نیست که از راه دهان می بلعیم، لقمه هایی هست که ذهن ما و جان ما را تغذیه می کند.ما روزانه سر سفره های مختلفی برای جسم و روحمان روزی برمی داریم، مهم است که بدانیم روزی که به جسم و جانمان می رسانیم، حلال است یا حرام؟مولانا یک عیار برای سنجش حلال یا حرام بودن روزی به ما می دهد:اگر ما به طور مستمر در دلمان احساس گرفتگی و تاریکی داریم، جایی هم سفره شیطان شده ایم، اگرچه بی خبر:تا تو تاریک و ملول و تیره ایدان که با دیو لعین همشیره ایاما نشانه لقمه حلال، چه لقمه غذای جسم باشد و چه خوراک روح و جان ما، آن است که نتیجه اش گرمی و روشنایی و کمال و امید و عشق و محبت نسبت به مردم است.لقمه ای کآن نور افزود و کمالآن بود آورده از کسب حلالعلم و حکمت زاید از لقمه حلالعشق و رقت آید از لقمه حلالدر مقابل، اگر در دل ما حسد و نفرت و خشم و غفلت از معنویات موج بزند، باید ریشه را در لقمه پیدا کنیم،یک جایی، لقمه حرامی خورده ایم یا روزی ناپاکی به روح و جان خود داده ایم:چون ز لقمه تو حسد بینی و دامجهل و غفلت زاید ،آن را دان حرامآنچه ما می خوریم، آنچه می نوشیم، آنچه می خوانیم، موسیقیی که گوش می دهیم، برنامه ای که تماشا می کنیم و...همه برای ما "

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

آنان که بی وقفه دست گدایی به آسمان دراز می کنند، در حالی که از شفقّت و درک بویی نبرده اند و خود را از دیگر انسانها بیشتر دوست می دارند، چیزی دستشان را نمی گیرد. شاید مالی چرک از دنیا، و سلامتی تن و مقامی پست و قوامی پوچ، که همه با مرگ به خاک می شوند. و چه مرگی زار، مرگی وامدار. و اینها همه طلبهای دنیوی ست و آنان که خدا را دوست می دارند و انسانها را از خود بیشتر دوست می دارند و حیوانات را از خود بیشتر دوست می دارند -و حتّی تو بگو یک ذرّه از عالم خدا را بیشتر از خود دوست می دارند- از خداوند منّت کش این چرکی ها نیستند و هر چه بخواهند خود برایش زحمت می کشند و آن را نیز به نام خدا تمام نمی کنند. چرا که از خدا چیزی دست انسان را نمی گیرد.خداوند تنها به کار روح است و تنها به درخشش و شکوفایی معنوی یک فرد اهمیت می دهد و هیچگاه ندایی جز این نداها که "خدایا چگونه خود را بشناسم، چگونه به تو و مردمانت خدمت کنم و چگونه و از چه راهی از مال و وقت و سلامتی و هنر خود در کار تو کنم" نمی شنود. نجواهای زار دزدان و زجّه های طفلان طلبکار را نمی شنود و اگر بشنود کار ایشان را به شیطان وامی گذارد. خداشناسی در دنیای وارونه وغیر وارونه بسیار متفاوت است دردنیای وارونه,خداوند وسیله ای برای دستیابی به مقاصد وخواسته های انسان است بنابراین او خدا رابرای هموارکردن مسیر زندگی زمینی خود می خواهد وهرجااحساس ناتوانی کن

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

بعضی اولنگرند و بعضی آخرنگرند.اینها که آخرنگرند عزیزند و بزرگند، زیرا نظرشان بر عاقبت است و آخرتو آنها که به اول نگرند ایشان خاصترندمی گویند چه حاجت است که به آخر نظر کنیم؟چون گندم کشتهاند در اول، جو نخواهد رستن در آخرو آنان که جو کشتهاند گندم نخواهد رستنپس نظرشان به اول استو قومی دیگر خاصترند که نه به اول نظر میکنند نه به آخرو ایشان را اول و آخر یاد نمیآیدغرقند در حقو قومی دیگرند که ایشان غرقند در دنیابه اول و آخر نمینگرند از غایت غفلتایشان علف دوزخند.مولانا جلال الدین بلخیفیه ما فیهبرچسبها: عاقبت اندیشی+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت توسط کریمی . غفوری

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

دیدگاه دیگر در تعیین اسم اعظم لفظی معبر و حاکی از اسم اعظم عینی، باور به چند گانگی اسم اعظم لفظی است. این دیدگاه، بر خلاف دیدگاه گذشته، بر آن است که همه موارد ذکر شده در احادیث، در صورت مستند بودن از جهت صدور و نیز دیدگاههایی که از سوی غیر معصوم به عنوان اسم اعظم نقل شده است، در صورتی که پشتوانه عقلی و یا نقلی مستحکم داشته باشد، می تواند حاکی از اسم اعظم باشد. بدین ترتیب، نه تنها نیازی به محدود سازی دایره اسم اعظم لفظی حاکی از اسم اعظم واقعی نخواهد بود، بلکه این محدود سازی بدون دلیل و نادرست خواهد بود. دلایلی چند این دیدگاه را پشتیبانی می کند که عبارتاند از:1) احادیث و دلایل نقلی گذشته _ که هر یک به نوعی حاکی از اسم اعظم است _ در اصطلاح علم اصول فقه مثبتات هستند؛ به این معنا که ظهور هر یک فقط مثبت مفاد و مضمون خود است و به هیچ وجه متعرض آنچه که در حدیث و دلیل دیگر ذکر شده نیست و راه درست جمع عرفی بین چنین ادله ای که بعد از گردآوری متناقض می نمایند، جامعگیری، خواه به صورت مفهوم مشترکگیری و یا حذف و طرد مشترکات و حفظ اخص، نیست؛ بلکه راه صحیح جمع بین این گونه ادله، فقط حکم به صحت همه است که اقتضای آن در محل بحث، این است که تمامی این احادیث و دیدگاه ها، در صورت مستند بودن از جهت صدور و یا در صورتی که پشتوانه عقلی و یا نقلی مستحکم داشته باشند، اسم اعظم لفظی بوده و هر یک به گونه ای،

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

هفت آسمان در قرآنآسمان یا سماء و خلقت و جایگاه والای آن در نظام هستی یکی از مفاهیم مهم قرآنی محسوب میxadشود. با دقت در آیات قرآن در مورد سماء با خصوصیات ویژهxadای مواجه میxadشویم. از جمله اینxadکه خیرات و برکات از آسمان نازل میxadشود و درهای آسمان برای برخی گشوده میxadشود و آنچه از خیرات که وعده شده است در آسمان است.همچنین در برخی آیات هشدار داده شده است که: «أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّماء...»؛ آیا از کسی که در آسمان است در امان هستید.مجموعۀ این آیات، همچنین روایات فراوانی که در مورد آسمان وارد شده است، نشان میxadدهد که آسمان امری فراتر از شناختxadهای محدود بشری است.بر اساس صریح آیات قرآنی، تمامی سیارات و اجرام سماوی و کهکشانxadها تنها زینتxadهای آسمان دنیا (آسمان اول) محسوب میxadشوند که ما از درک همین آسمان هم عاجزیم، حال آنxadکه آسمان خود هفت طبقه و هفت مرتبه را شامل است و آسمانxadهای بالاتر هرچه باشند، غیر از این محدوده و مرتبهxadای هستند که برای آسمان اول تعریف شده است.با توجه به اینxadکه در آیات و روایات آمده است آسمانxadها منزلگاه ملائکهxadاند، و یا ملائکه از آسمان نازل مى شوند، و امر خداى تعالى را با خود به زمین مى آورند، یا اینxadکه آسمان درهایى دارد که براى کفار باز نمى شود و... از طرفی میxadدانیم که ملائکه از نور خلق شده و موجوداتی نوری هستند، بنابر این میxadتوان نتیجه گرفت که خلقت آسمانxadها و آسمانیان هیچ شب

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

راه هاي رهايي از اين نوع انديشه با كليد هايي كه گفته شد از ديد روانشناسي مشخص اند، همين كليد ها نيز به شكلي از اشكال از ديد عرفان و تصوف نيز وجود دارند كه در اثر رياضت و مجاهدت راه را بسوي عشق حقيقي و پاك كردن انديشه هموار ميسازد.طريق سير و سلوك سه مرحله دارد: (( مقامات سير و سلوك)) ، (( محبت)) و (( معرفت )).طي كردن مقامات سير و سلوك، محبت و معرفت، طلبي است حقيقي و براي اصول و حاصل آن نياز به مجاهده احساس ميشود.هرگاه ذهن و انديشه اسير و گرفتار عالم حيراني و اوهام باشد، قدمي در جهت مجاهده گذاشتن كاريست بسا دشوار، براي اين امر در راه سير و سلوك و مقامات بعدي آن، لازم است ذهن و انديشه را از اسارت عالم كثرت و اوهام رهايي بخشيد.حضرت مولانا ميفرمايد:بر زمين گـــــــر نيم گز راهي بُودآدمي بي تـــــــــرس ايمن مـــيرودبر سر ِ ديوار خالي گـــــــر روييگر دو گز عرضش بُود كج ميشويبلكه مي افتي ز ترس دل به وهمترس وهمي را نيكو بنگر به فــــهممولانا ميگويد: چرا در ذهن و انديشه خود براي خود هيولا ييكه اصلا وجود ندارد، درست ميكنيم ؟ چرا دستخوش عالم اوهام ميشويم؟ نميدانيم انديشه ايكه درگير اوهام است با وحشت ها و دغدغه ها هم آغوش است ؟مولانا براي راهرو و سالك راه طريقت گوشزد ميكند كه، دل را عاري از اضطراب بسازد و انديشه را از عالم اوهام پاك، در غير آن با راهيكه دو گز عرض داشته باشد گذشتن آن

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

حس گنجایش فیزیولوژیک یک موجود زنده برای ادراک است. مطالعه احساس در حیطههای گوناگون علمی، چون عصبشناسی، روانشناسی شناختی، علوم شناختی یا فلسفه ادراک میگنجد، اما جنبه زیستی آن در دستگاه حسی تعریف میشود. حواس برای بقای انسان ضروری اند و ما را قادر میکند تا به وجود محرک ها پی ببریم و با تنظیم مداوم شرایط بدن در پاسخ به تغییرات محیطی نظم و هماهنگی بدن حفظ شود. در ضمیر ناخودآگاه ما حواس دیگری علاوه بر حواس پنجگانهی شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی و لامسه، وجود دارند که نادیده گرفته شدهاند. این مسئله به مطالعات ارسطو در ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد. دانشمندان هنوز نمیدانند که چه تعداد حس داریم؛ اما تخمین زده میشود که حدود ۲۳ تا ۳۳ حس در بدن ما وجود دارد؛ مانند مثل حس تعادل، حس دما، حس درد، حس جنبش و حس موقعیت اندامهای بدن. حس حرارت، مسئول سنجش درجهی حرارت است و به ما کمک میکند در سرمای زمستان بتوانیم میزان سرما را درک کنیم و بر اساس این حس، لباس مناسب بپوشیم. قبلا احساس گرما و سرما در دستهبندی حس لامسه قرار میگرفت؛ این در حالی است که بهگفتهی محققان، برای درک سرما یا گرما نیازی به لمس آن ندارید. حس دیگری که همیشه مخصوصا در مدرسه و دانشگاه و محل کار به کمک ما میآید و ما از وجود آن بیاطلاع هستیم، حس موقعیت اندامهای بدن نام دارد که به ما کمک میکند بدون نگاه کردن

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

"خیر" "خیر"، به معنای خوب نیست، فراتر از خوب است. خوب، مقابل بد است. متضاد آن است. اما "خیر"، فراتر از خوب و بد است. "واللهُ خیرٌ"- و خدا، "خیر" است- فراسوی خوب و بد جایگاه اوست. نه خوب است نه بد، بلکه "خیر" است. فهم این نکته، حائز اهمیت است. "شر"، نسبی است. پس متضاد "خیر" نیست. زیرا "خیر"، مطلق است. این اشتباه را بسیاری مرتکب شدهاند و به شرک و دوگانگی وارد آمدند... ما باید به سوی "خیر" رجوع کنیم. زیرا آن کیفیتی بدون تضاد است. پس سیر و سلوک مان به آنسو است. "إنّا لِله وَ إنّا إلَیهِ راجِعُونَ" به معنای رجوع به "خیر" است. زیرا خیر خداست. "واللهُ خَیرٌ".آنکه خوب است هنوز در تضاد است. و آنکه در تضاد است در رنج است. و آنکه در رنج است، خوشبخت نیست. زیرا در تضاد و دوگانگی، آرامش نیست. آرامش در "یگانگی" است. لذا برای گریز از جنگ خوب و بد، باید به سوی "خیر" سلوک کرد. تنها راه خلاصی همین است. آرامش در "خیر" است. نه در خوب است و نه در بد. "خیر"، نابود نشدنی است اما خوب و بد از بین رفتنی اند. تبدیل شدنی اند. میآیند و میروند. آنی هستند و آنی نیستند.خوبی و بدی دو معنای ذهنی اند. خالق شان ذهن است. و صد البته دو معنای نسبی اند. پس آنکه خدایش ذهنی است تا یوم القیامه باید در جهنم تضاد و دوگانگی دست و پا بزند. زیرا ذهن، خالق دوگانگی هاست. پس تا وقتی گرفتار تضادی و درگیر معرکۀ خوب و بد هستی، ه

برچسب: نویسنده: غزل پورعلی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:47

صفحه بندی